محمد كريم الكواز ( مترجم : سيد حسين سيدى )

24

الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى )

قرآن خود به بيان مواضع پريشان عرب نسبت به قرآن و سخنان نادرست آنان مىپردازد و درونشان را برملا مىسازد . مىفرمايد : « و كافران دربارهء حق ، چون فراز آيدشان ، گويند اين جز جادويى آشكار نيست . » « 1 » و « و گفتند افسانه‌هاى پيشينيان است كه براى خود نسخه برداشته است و بامداد و شامگاه بر او خوانده مىشود . » « 2 » و « يا اين‌كه گويند [ قرآن ] خوابهاى پريشان است يا [ گويند ] آن را برساخته است . يا [ گويند ] او شاعرى است . » « 3 » مفهوم اعجاز بلاغى ناشى از تأثير آن بر جان و روان است اما مسأله‌اى است كه بر پژوهشگران آن و همچنين از گذشته بر اهلش مشكل جلوه نموده است . اشكال در كيفيت عرضه بر آنان بوده كه جدايى از آن بر ايشان دشوار بوده است . لذا به طرح پرسش در تعريف بلاغت ويژهء قرآن كه بر ديگر بلاغت‌ها برترى يافته و معانى ديگر انواع كلام بليغ پرداختند . مىگفتند : « تصوير و تعريف آن به آشكارا ممكن نيست . فقط اين را مىدانيم كه از ديگر كلام‌ها متفاوت است و تنها آگاهان با شنيدن آن به گونه‌اى از شناخت آن مىرسند كه تعريف و تبيين آن ممكن نيست . » « 4 » بنابراين ، در وجود آدمى قدرت تميز بين كلام خدا و غير خدا ( شعر و نثر ) ، و بين قرآن و غير قرآن ، وجود دارد . هرچند كه اين توانايى مىتواند وجه تمايز دقيق و قابل قبولى باشد ، اما به تنهايى عهده‌دار چنين كارى نيست بلكه معرفتى است مبهم كه در جان آدمى ريشه‌دار است و به وصفى توصيف نمىشود كه آن را تحليل يا تعليل نمايد . « 5 » به همين جهت تأثير اعجاز بلاغى را به استوارى وزن ، ملاحت يا نغمهء خوش تشبيه كرده‌اند . سكّاكى مىگويد : « اعجاز قرآن امرى است درك‌شدنى نه وصف‌شدنى ، مثل استوارى وزن [ در شعر ] كه قابل درك است نه قابل وصف ، يا هم‌چون ملاحت ، يا هم‌چون درك نغمهء خوش كه درك آن براى آنان كه از روان سالم برخوردار نيستند ممكن نيست ، جز به آگاهى دقيق از دو علم معانى و بيان . » « 6 »

--> ( 1 ) سبأ : 43 . ( 2 ) فرقان : 5 . ( 3 ) انبياء : 5 . ( 4 ) بيان اعجاز القرآن ، صص 21 - 22 . ( 5 ) الإعجاز البلاغى ، ص 44 . ( 6 ) مفتاح العلوم ، ص 196 .